شنبه ۲ بهمن۱۳۸۹

ضرورت شناخت گذشته

دور نمایی از دروازه دهچه

روستای گرو که در فاصله کوتاهی از شهر کلات نادر واقع شده است بر مبنای مستندات فردوسی در داستانهای شاهنامه  -که اماکن جغرافیایی یاد شده در آن با نامهای امروزی  این منطقه تطبیق میکند  - چنین بنظر میرسد که دارای تاریخی کهن باشد هرچند مکان کنونی آن با محل استقرار گرو قدیمی یکی نیست. از آنجائی که در طول تاریخ ایران وتهاجمات صورت گرفته از ناحیه اقوام خارجی بیشتر دشتها وشهرهای بزرگ واقع بر سر راهها مورد دستبرد و ویرانی واقع میشدند و روستاها ومناطق کوهستانی کمتر مورد توجه بودند.از این رو  فرهنگ وسنن این مناطق کمتر دچار تغییر و تحول شده و تا حدودی بافت اولیه خود را حفظ کرده اند به گونه ای که اصل و ریشه برخی رسوم به گذشته های دور و باستانی پیوند میخورد منطقه کلات نادر و روستای گرو که در این دژ تاریخی واقع شده است در زمره مناطق یاد شده است که از سوی محققین کمتر  موردبررسی قرار گرفته است .


کنکاش در زبان وآداب ورسوم وحتی نوع نامگذاری اماکن جغرافیایی میتواند پژوهشگران را به یافته های جدیدی از تاریخ وفرهنگ ایران رهنمون سازد. بنابر قول استاد باستانی پاریزی "تنها تخت جمشید و یا پاسارگاد وطوس و رباط شرف نیست که تاریخ رابه شما بازگو می کند.ممکن است در یک دهکوره کوچک ،گفتگو با یک پیرمرد سالخورده ،به روی شما دنیایی را بگشاید که صد سال کتابخوانی نتواند آن دریچه را به روی شما عرضه دارد.فراموش نکنید که "وقتی یک پیر سالخورده زیر خاک می رود ،یک کتاب تاریخ را باخود دفن می کند." 

پیشاپپیش از دوستان وخوانندگان اهل دانش و اندیشه پوزش خواهم چنانچه مطالبی اشتباه و یا دور از واقعیت دراین وبلاگ آورده شود واز سروران گرامی خواهشمندم با ارائه نظرات و ارسال مطالب مرتبط خود به آدرس پستی ذکر شده درجهت پربار شدن وبلاگ با ایفا نقشی هرچند اندک در شناسایی وپاسداری از میراث نیاکان گذشته خود کوشا باشیم.

نوشته شده توسط حسن امیرزاده در 21:31 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۶ مرداد۱۳۹۴

نذر ،عزا و روضه خوانی در فرهنگ عامه

اصطلاحات  و تکیه کلامهایی نظیر" قرآن خوانی" " روضه خوانی"  " راه خدا" " ایمام حسینی" که از گذشته تا کنون بین مردم روستای گرو رواج دارد همه اشارتی به وجود فرهنگ نذر و نیازمردمی در فرهنگ عامه دارد. مراسم قرآن خوانی به مراسمی که برای متوفی برگزار می شد گفته می شد که معمولا" در سالگرد یا آخر چهارشنبه های هر ساله  نیز تکرار می شد.

شاید بارها  به اصطلاح" ایمام حسینی " یا " ایمام رضایی " که در بین دامداران بر روی برخی از دامها نظیر بزغاله یا قوچ گذاشته می شود برخورده باشید . این واژه پیش از هر چیز نمودار رسوخ فرهنگ نذر و نیاز در بین صنف دامداران روستایی می باشد . معمولا" به بره و بزغاله ای که از همان ابتدا تولد  به نیت قربانی کردن در مراسم محرم و دهه عاشورا  جلوی علم امام حسین (ع) قربانی می شد یا برای تحویل به حرم امام رضا (ع) و طبخ غذا در مهمانسرای حضرتی به مشهد حمل می شد بکار می رفته است. البته به جز موارد ذکر شده  آرامگاههای " خوجه غریب " در ییلاقات دهچه  و " شیخ شهاب الدین " در روستای سررود و " هزار مچیت" (هزار مسجد ) از دیگر اماکن  زیارتی بودند که اهالی روستای گرو نذر و نذوراتی را به آنها اختصاص می دادند.

واژه " راه خدا " برای کسی که اهل محل باشد و یا در آن فرهنگ بزرگ شده باشد پیش از هر چیز آدمی را به یاد پخت و پز نان های محلی دراز و نازکی می اندازد که " پنجه کشی" نام داشت. این نوع نون معمولا توسط کسی که از حادثه و آسیبی جان سالم بدر می برد پخته می شد و بین خانه های اطراف و همسایه ها پخش می شد. خوردن پنجه کشی با پنیر محلی ، ماست پوستی و روغن زرد برای یک روستایی طوری مزه می داد که خوردن پیتزا برای یک شهری.

 یکی از مراسم هایی که بطور عمده در بین مردم این روستا برگزار می شد مراسم روضه خوانی بود البته نه بدین شکل که امروزه در شهرها معمول است . در این مراسم که عمدتا" با حضور آقایان تشکیل می شد و اصولا" مردانه بود  که مهمانان دعوت شده برای حضور در مراسم از بین اقوام و آشنایان نزدیک میزبان تشکیل می شدند . چون نذری بیشتر دام زنده ای بود که قربانی می شد غذای عمده روضه خوانیها نیز آبگوشت بود. برای بنده و امثال من که خاطراتی از آن دوران در ذهن داریم با شنیدن کلمه روضه خوانی بیشتر آبگوشتهای خوشمزه آن زمان  یادآوری می شود و چون در گذشته  روستا با کمبود ملا و روحانی مواجه بود کمتر روضه خوانده می شد وبیشتر با سلام و صلوات مراسم آغاز می شد گرچه صاحب مجلس ممکن بود مبالغی به یک روضه خوان بدهد  تا به نیت مورد نظر وی روضه ای خوانده شود.

  کاربرد واژه  های" قرآن خوانی شده " " شوی غریب " یا " عزا داده شده " معمولا توسط چوپان گله برای بزها و گوسفندانی بکار می رفت که زیاد شیطونی می کردند و به اصطلاح نخاله گله به حساب می آمدند و در واقع چوپان با این کار آنها را نفرین می کرد که در مراسم تعزیه صاحب حیوان و غیره قربانی شوند تا از شر آنها راحت شود و در حقیقت ناخواسته  صاحب حیوان هم در این نفرین شریک می شد.

نوشته شده توسط حسن امیرزاده در 9:7 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۲

تاریخ و عکس

کوه حجینه



-

-دروازه دهچه (پی دروازه )

نوشته شده توسط حسن امیرزاده در 8:35 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر